تبلیغات
هیئت دانشجویی محبین علی ابن موسی الرضا.ع - سکانس7

هیئت دانشجویی محبین علی ابن موسی الرضا.ع
 
یا زهرا(س)

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

امروز: 1391/06/23

مکان : کربلا

ساعت : 3

طبق معمول همیشه ساعت 3 از خواب بیدار شدیم تقریبا عادتی شده بود سحر خیز شدن.

صبح زود به حرم رفتیم و پس از اقامه ی نماز به زیارت اربابین رفتیم. تقریبا ساعت 8 شده بود که برگشتیم هتل و پس از صرف صبحانه به یکی از اتاق ها رفتیم و جلسه پرسش و پاسخ را برگزار کردیم.البته ناگفته نماند که در این روز برنامه کاروان محترم تارخ کمی با ما متفاوت بود.بطوری که به خیمه گاه رفته بودند.

آخ خیمه گاه

حس میکنی بوی ارباب میاد

حس میکنی قاسم بن الحسن اینجاها قدم میزده

حس میکنی داخل خیمه علمدار نشستی

ولی یه کم به شب عاشورا دقت کنی میبینی از خیمه گاه بوی آتش میاد

صدای یه سه ساله که صدا میزنه بابا ولی بهش تازیانه میزنن

صدای مادری که میگه کاش شش ماهه ام سیراب بود

یا صاحب الزمان (عج)

یادم میاد به مداحی حاج محمود :

بیا برگرد خیمه ای کس و کارم                      من رو تنها نگذار ای علمدارم

خلاصه به هر ترتیب هر دو کاروان تا ظهرشون رو گذراندند و بعد از نماز ظهر درحرم و برگشت به هتل که تقریبا حدود ساعت 15 بود تصمیم به استراحت گرفتیم





طبقه بندی: سفرنامه ی عشق، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 23 شهریور 1392 توسط روایتگر فتح

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای هیئت دانشجویی محبین علی ابن موسی الرضا.ع محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.