تبلیغات
هیئت دانشجویی محبین علی ابن موسی الرضا.ع - سکانس6-الف

هیئت دانشجویی محبین علی ابن موسی الرضا.ع
 
یا زهرا(س)

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

امروز : 1391/06/22

زمان : 4

مکان : حرم حضرت  امیرالمومنین

دیگر تمام شد اینم از آخرین نماز واجب. دیگه فرصتی نمانده باز هم همان جای همیشگی باز هم سخنرانی باز هم زیارت امین الله بهز روضه و باز هم مداحی اما دیگر تمام شد.حال چشمان گریان در حال وداعیه خواندن دیده میشد. حال فریاد زدن های مولای یا مولای دیده میشد. اما دیگر وقت آن رسیده بود که وداعیه خوانده شود. بعضی نه یک بار بلکه چند بار تا درب خروجی حرم میرفتند اما باز دلتنگ میشدند و باز به زیارت می آمدند و باز چشمان پر اشک و باز غبطه بر کسانی که تازه روز اولی بود که به حرم آمده بودند.

کم کم هوا روشن شد به هتل برگشتیم.پس از صرف صبحانه رفتیم وسایل را جمع کنیم تقریبا نیم ساعت مانده بود به حرکت. وقتی وارد اتاق شدیم : یا علی!!!!!!!!! بازار شامی بود برای خودش.

صدای آقا آقای مدیر کاروان کوهپایی نیا بلند شده بود .خلاصه هر کس هر چیز میدید میریخت در ساک خودش.و آخرین اتوبوس ما بودیم که حرکت کردیم.بعد از نیم ساعت از حرکت همه خواب بودند





طبقه بندی: سفرنامه ی عشق، 
نوشته شده در تاریخ جمعه 22 شهریور 1392 توسط روایتگر فتح

بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای هیئت دانشجویی محبین علی ابن موسی الرضا.ع محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.